اَین عمار!!!درجستجوی عمار...

عاشقان شهادت،فداییان ولایت

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ اَین عمار!!!درجستجوی عمار... خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 جنگ 8 روزه رژیم صهیونیستی علیه غزه/ خسارت‌های دشمن و دستاوردهای مقاومت

 رژیم صهیونیستی چهارشنبه گذشته 14 نوامبر/ 24 آبان، با ترور معاون فرمانده گردان‌های عزالدین قسام ـ شاخه نظامی حماس ـ عملیات موسوم به «ستون‌ ابرها» و جنگ نابرابر علیه غزه را آغاز کرد اما در نهایت در مقابل مقاومت و پایداری مردم غزه شکست را پذیرفت.

تهاجم هشت روزه رژیم صهیونیستی به نوار غزه از بُعد میزان خسارت‌های وارده به نوار غزه، پاسخ غافلگیرکننده مقاومت و تلفات و خسارت‌های رژیم صهیونیستی قابل بررسی است، جنگی که با وجود مدت زمان اندک آن مقاومت فلسطین توانست خسارت‌های سنگینی به دشمن وارد آورده و برای نخستین بار تل‌آویو قلب رژیم اشغالگر و بیت‌المقدس را هدف شلیک موشک‌ قرار دهد که سران این رژیم را دچار بهت و شگفتی کرد.

          



ادامه مطلب

[

] [ ] [ رضااحسانی ]

[ ارسال نظر(0) ]

 موسي ابومرزوق معاون رئيس دفتر سياسي جنبش حماس،

در گفتگو با روزنامه الخبر الجزاير از ايران به عنوان پيروز بزرگ

جنگ 8 روزه در منطقه ياد کرد.

 

 

به گزارش سرويس بين‌الملل باشگاه خبرنگاران به نقل از روزنامه الخبر الجزاير؛ موسي ابومرزوق با بيان اين مطلب، افزود: حملات موشکي رژيم صهيونيستي به نوار غزه طي جنگ 8 روزه، براي ايران اين پيام را داشت که اين رژيم از نظر قدرت نظامي در حد ضعيفي قرار گرفته و تمامي اظهارات از سوي مقامات اين رژيم، درباره حملات نظامي به تاسيسات ايران، نامعتبر است.
وي همچنين با بيان اينکه گروه هاي مقاومت در نوار غزه خواهان جنگ افروزي و تداوم هرگونه جنگ نيستند، جنگ 8 روزه برعليه ساکنان نوار غزه را تحميلي خواند.
موسي ابومرزوق معاون دفتر سياسي جنبش حماس در گفتگو با روزنامه الخبر الجزاير، با اشاره به اينکه رژيم صهيونيستي بايد به مفاد آتش بس صورت گرفته پايبند باشد، نسبت به هرگونه جنگ افروزي دوباره از سوي رژيم صهيونيستي، هشدار داد.


[

] [ ] [ رضااحسانی ]

[ ارسال نظر(1) ]

 فرمانده کل قوا در دیدار فرمانده و مسئولان نیروی دریایی ارتش:

 

      اوضاع منطقه و جهان به خوبی دست برتر جمهوری اسلامی را نشان می دهد 

                                       

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار فرمانده و مسئولان نيروی دريايی ارتش جمهوری اسلامی با اشاره به اهداف بلند جمهوری اسلامی ايران و موفقيت های پی در پی نظام اسلامی در دستيابی به اين اهداف خاطرنشان كردند: نگاه به اوضاع منطقه و جهان به خوبی دست برتر جمهوری اسلامی را در اين تحولات نشان می دهد.
ايشان با تأكيد بر اينكه يكی از دلايل جنجالهای صورت گرفته عليه جمهوری اسلامی توفيقات كسب شده است، افزودند: در مقايسه ی سياست خاورميانه ای غربی ها و سياست خاورميانه ای جمهوری اسلامی به وضوح مشاهده می شود كه سياست منطقه ای جمهوری اسلامی به اهداف خود نزديك شده است.
فرمانده كل قوا، توانايی جمهوری اسلامی برای دستيابی به اهداف را زياد دانستند و تأكيد كردند: پيشرفت و عبور از موانع در سايه توفيق خداوند متعال، همت، ‌نشاط و انگيزه دست يافتنی خواهد بود.
رهبر انقلاب در اين ديدار كه به مناسبت هفتم آذر سالروز نيروی دريايی ارتش برگزارشد، سواحل گسترده جمهوری اسلامی و بويژه ساحل دريای عمان و عقبه ی آن در منطقه مُكران را ثروت عظيم ملی توصيف كردند و افزودند: اگر دولت و ساير مسئولان با نگاه راهبردی به مناطق دريايی، به كمك بيايند، اين منطقه ی عظيم و مهم می تواند توانايی های زيادی را برای جمهوری اسلامی بوجود آورد.
پيش از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، اميردريادار سياری فرمانده نیروی دریایی ارتش با اشاره به تدابير فرماندهی معظم كل قوا در ارتباط با نيروی دريايی ارتش جمهوری اسلامی گزارشی از برنامه های فعلی و آتی اين نيرو در زمينه ی شناورهای سطحی، زيرسطحی، نيروی انسانی و حضور در آبهای بين المللی بيان كرد.

 


[

] [ ] [ رضااحسانی ]

[ ارسال نظر(0) ]

 عبرت ماجرای امام حسین این است كه انسان فكر كند در تاریخ و جامعه اسلامی چه اتفاقی افتاده و چه میكروبی وارد بدن جامعه شده كه بعد از گذشت پنجاه سال از وفات پیامبر و بیست سال از شهادت امیرالمؤمنین، در همین جامعه اسلامی، كسی مثل حسین بن علی را با آن وضع به شهادت می‌رسانند؟ بحث عبرت‌های عاشورا مخصوص زمانی است كه اسلام حاكمیت داشته باشد. یعنی زمان ما و كشور ما...


[

] [ ] [ رضااحسانی ]

[ ارسال نظر(0) ]

 لُبّ و جوهر حادثه عاشورا اين است كه در دنيايى كه همه جاى آن را ظلمت و فساد و ستم گرفته بود، حسين‌بن‌على عليه‌السّلام براى نجات اسلام قيام كرد و در اين دنياى بزرگ، هيچ‌كس به او كمك نكرد! حتّى دوستان آن بزرگوار.

       


[

] [ ] [ رضااحسانی ]

[ ارسال نظر(1) ]

اباالفضل العبّاس وقتى كه آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فذكر عطش الحسين»؛ به ياد لبهاى تشنه امام حسين، شايد به ياد فريادهاى العطش دختران و كودكان، شايد به ياد گريه عطشناك على‌اصغر افتاد و دلش نيامد كه آب را بنوشد. آب را روى آب ريخت و بيرون آمد.

                   


[

] [ ] [ رضااحسانی ]

[ ارسال نظر(2) ]

 وحشی‌گری شگفت‌آور رژیم صهیونیستی باید وجدان دنیای اسلام را تکان دهد/

حرکت سوال از رئیس‌جمهور قابل تحسین بود اما ادامه این کار متوقف شود .

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامي،در جمع صدها نفر از فعالان طرح شجره طيبه «صالحين»، بسيج را از معجزات انقلاب اسلامي دانستند و با اشاره به نياز مستمر كشور،‌ملت،‌انقلاب و تاريخ به بسيج،‌ بر ارتقاي كيفي فعاليتهاي اين نهاد تأكيد كردند.
ايشان همچنين جنايات و وحشي گريهاي رژيم صهيونيستي در حمله به مردم نوار غزه را، نشان دهنده سبعيت حيرت آور سردمداران اين رژيم خواندند و با اشاره به وقاحت مضاعف و نفرت آور امريكا، انگليس و فرانسه در حمايت از كشتار مردم غزه تأكيد كردند: كشورهاي اسلامي بخصوص دولتهاي عربي، با اصلاح رفتار خود در اين مسئله، ضمن كمك به مردم مظلوم اما شجاع و سرافراز نوار غزه، براي شكستن محاصره اين منطقه تلاش كنند و امت اسلام نيز به تأسي از مقاومت پيروز مردم غزه بداند كه ايستادگي و استقامت، تنها راه نجات و غلبه بر دشمنان اسلام است.

          



ادامه مطلب

[

] [ ] [ رضااحسانی ]

[ ارسال نظر(0) ]

 رهبر انقلاب اسلامی در ديدار مسئولان و دست اندركاران حج:

                                

استفاده از ظرفيت حج برای تقويت اتحاد اسلامی/ تشديد اختلافات شيعه و سنی به جامعه اسلامی تحميل می شود

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار مسئولان و دست اندركاران حج امسال، حج را يك واجب استثنايي دانستند و با تأكيد بر مسأله مهم وحدت در دنياي اسلام خاطرنشان كردند: در موسم حج، وحدت، عظمت و تكثر دنياي اسلام عينيت مي يابد كه بايد از اين ظرفيت به نحو شايسته اي استفاده كرد.

                                  



ادامه مطلب

[

] [ ] [ رضااحسانی ]

[ ارسال نظر(0) ]

 نقش آمار در ارائه سیمای روشن تر از هر موضوع و حادثه،غیر قابل انکار است.لیکن در حادثه کربلا و مسائل قبل و بعد از آن،با توجه به اختلاف نقلها و منابع،نمی توان در بسیاری از جهات،آمار دقیق و مورد اتفاق ذکر کرد و آنچه نقل شده،گاهی تفاوتهای بسیاری با هم دارد.در عین حال بعضی از مطالب آماری،حادثه کربلا را گویاتر می سازد.

به همین دلیل به ذکر نمونه هایی از ارقام و آمار می پردازیم:

          



ادامه مطلب

[

] [ ] [ رضااحسانی ]

[ ارسال نظر(1) ]

ولادت امام حسین (علیه السلام)، در شب سوم ماه شعبان سال چهارم هجری، و به روایتی روز پنجم آن واقع شده است. برخی نیز می گویند در اواخر ماه ربیع الاول سال سوم هجری بوده است. 
چون حسین متولد شد، جبرئیل با هزار فرشته برای تهنیت بر رسول خدا (صلی‏اللّه‏علیه ‏وآله) مشرف شدند و فاطمه زهرا (سلام‏اللّه‏علیها) فرزند خود را نزد پدر آورد. آن حضرت از دیدن او شادمان شد و او را حسین نامید.
چون امام حسین (علیه السلام) دو ساله شد، سفری برای پیغمبر (صلی‏اللّه‏علیه ‏وآله) پیش آمد. در بین راه ناگهان آن حضرت ایستاد و فرمود: "انا لله وانا اليه راجعون" و اشک از دیدگانش سرازیر شد. علّت گریه را سوال کردند، فرمود: اینک جبرئیل به من از زمینی که نزدیک شط فرات و نام آن "کربلا" است خبر می دهد. فرزندم حسین پسر فاطمه (سلام‏اللّه‏علیها) را در آن سرزمین می کشند.
روزی حسین بن علی (علیهما السلام) به منزل برادرش حسن (علیه السلام) وارد شد و چون نگاهش به برادر افتاد اشک از دیدگانش سرازیر گردید. حسن (علیه السلام) پرسید: چرا گریه می کنی؟ فرمود: گریه ام از ظلم وستم هایی است که بر شما وارد می شود. امام حسن (علیه السلام) فرمود: ظلمی که بر من وارد خواهد شد زهری است که در خفاء و پنهانی به من می نوشانند و بدان وسیله مرا مسموم می گردانند وبه قتل می رسانند ولی "لایوم کیومک یا ابا عبدلله"هیچ روزی را در عالم مانند روز شهادت تو نمی توان یافت. زیرا سی هزار نفر که همه آنان ادعای اسلام و پیروی از امّت جدّ ما محمد (صلی‏اللّه‏علیه ‏وآله) را می نمایند دورت را می گیرند و برای کشتن و ریختن خون تو، هتک حرمت و اسیر کردن زن و فرزندان و غارت کردن متاع تو آماده می شوند. در این موقع است که خداوند لعنت و نفرین خود را به بنی امیّه متوجّه می گرداند و آسمان خون می بارد و خاکستر می پاشد و همه چیز حتّی حیوانات وحشی در صحراها و ماهیان دریاها، در مصیبت تو خواهند گریست. 
هنگامی که معاویه در ماه رجب سال 60 هجری هلاک شد، یزید به فرماندار مدینه ولید بن عتبه نامه ای نوشت و به او دستور داد که برای من از تمامی اهل مدینه به خصوص از حسین (علیه السلام) بیعت بگیر، و اگر حسین از بیعت امتناع کرد سرش را از بدنش جدا کن و برای من بفرست. 
ولید، مروان را به حضور خواست و نظر او را در این موضوع جویا شد و با وی در این مورد مشورت کرد.
مروان گفت: حسین (علیه السلام) هرگز تن به بیعت نمی دهد. اگر من به جای تو بودم و قدرتی که اکنون در دست توست می داشتم، بدون درنگ حسین را می کشتم.
ولید گفت: در چنین وضعی آرزو می نمودم هرگز به دنیا نمی آمدم که اقدام به چنین کاری کنم و این ننگ بزرگ را به گردن بگیرم. 
پس از آن مأمور فرستاد تا امام حسین (علیه السلام) را به خانه خویش فرا خواند. امام حسین (علیه السلام) با سی نفر از اهل بیت و دوستدارانش به منزل ولید آمد. ولید خبر مرگ معاویه را به اطلاع او رسانید و در خواست بیعت برای یزید را به او عرضه نمود. 
امام حسین (علیه السلام) اظهار داشت: بیعت موضوع ساده ای نیست که بتوان درخفاء و پنهانی انجام داد، فردا وقتی مردم را به این منظور دعوت کردی، به ما نیز اطلاع بده .
مروان گفت:"امیر! گوش به سخنان حسین مده و عذر او را مپذیر و هر گاه از بیعت امتناع ورزید گردن او را بزن! 
امام حسین (علیه السلام) غضبناک شد و فرمود:"وای بر تو ای پسر زن بدکاره! آیا فرمان کشتن مرا میدهی؟ به خدا قسم دروغ می گوئی و با این سخن، خودت را ذیل و خوار و مورد ملازمت قرار می دهی. "
پس از ان رو به جانب ولید نمود و فرمود:
"ای امیر! ما اهل بیت نبوت و معدن رسالتیم. ماییم که فرشتگان به خانه ما آمد و رفت دارند. خداوند رحمت خود را با ماآغاز نموده است و با ما نیز به پایان خواهدبرد. اما یزیدفردی است فاسق، شربخوار، خونریز،متجاهر به فسق و کسی مانندمن با شخصی چون او هرگز بیعت نمی کند. ولی شما امشب را به صبح برسانید و ما نیز شب را به صبح می بریم.شما نیک بنگرید و ما هم تأملی در کار خود می کنیم که کدام یک از ما برای مقام خلافت شایسته تریم؟! این سخن را گفت و از خانه ولید بیرون آمد.
مروان رو به جانب ولید کرد وگفت: گوش به نصیحت من ندادی و برخلاف گفته من رفتار کردی. 
ولید گفت: وای بر تو! به من پیشنهاد می کنی که دین و دنیای خود را از دست بدهم؟! به خدا سوگند دوست ندارم که پادشاهی روی زمین از من باشد و حسین (علیه السلام) را کشته باشم. به خدای قسم باور نمی کنم کسی خون حسین(علیه السلام) را به گردن داشته باشد و خداوند را ملاقات کند، مگر آنکه کفه حسناتش بسیار سبک و آمرزش او غیر ممکن است. خداوند بسوی او نظر رحمت نمی کند و او را از گناه پاک نمی سازد و عذاب سختی در انتظار اوست.
آن شب گذشت. صبح دم که امام حسین (علیه السلام) از بیرون آمد تا اخبار و رویدادهای تازه را بشنود. مروان او را دیدار کرد و گفت: یا اباعبدالله من خیر خواه توام، نصحیت مرا گوش کن تا به سعادت برسی.
امام حسین (علیه السلام فرمود: نصیحت تو چیست ، برگو تا بشنوم ؟! گفت : من به تو سفارش می کنم که به یزید بن معاویه بیعت کنی، زیرا این کار برای دنیا و آخرت تو بهتر است.
امام حسین (علیه السلام) فرمود: انالله و انا الیه راجعون باید فاتحه اسلام را خواند، آنگاه که امت اسلام به حاکم و سلطانی مانند یزید مبتلا گردد.
روز سوم شعبان سال شصت هجری بود، امام حسین (علیه السلام ) به سوی مکه حرکت کرد و بقیه ماه شعبان و رمضان و شوال و ذی قعده را در مکه به سر برد.
عبدالله بن عباس و عبدالله بن زبیر، به خدمتش مشرف شدن و اظهار داشتنند:"شما در مکه بمانید". فرمود:"من از رسول خدا (صلی‏اللّه‏علیه ‏وآله) دستوری دارم که باید آنرا انجام دهم".ابن عباس از نزد امام حسین (علیه السلام) بیرون آمد و در بین راه "واحسیناه" می گفت پس ار آن عبدالله بن عمر آمد و گفت:"بهتر آن است که با مردم گمراه صلح کنی و اقدام به جنگ نفرمایی".
فرمودند:"اءَما عَلِمْتَ اءَنَّ مِنْ هَوانِ الدُّنْيا عَلَى اللّهِ تَعالى اءَنَّ رَاءْسَ يَحْيَى بْنَ زَكِرِيّا اءُهْدِيَ إِلى بَغْيٍّ مِنْ بَغايا بَني إِسْرائيلَ" مگر نمی دانی که از پستی دنیا آن بود که سر یحیی را برای گردنکشی از گردنکشان بنی اسرائیل به هدیه بردند؟ آیا نمی دانی که بنی اسرائیل از طلوع فجر تا برآمدن آفتاب، هفتاد پیغمبر را می کشتند و سپس به بازار آمده و به معاملات و خرید و فروش خود مشغول می شدند و گویا هیچ کاری را انجام نداده اند. ولی خداوند در عذاب آنان تعجیل نکرد و به آنان مهلت داد و پس از سپری شدن مهلت، انتقام شدیدی از آنان گرفت. ای عبدالله از خشم و غضب خداوند بپرهیز! و از یاری من کوتاهی مکن!
اهل کوفه از تشریف فرمایی امام حسین(علیه السلام) به مکه و امتناع او از بیعت با یزید با خبر شدند و در خانه سلیمان بن صُرد خزاعی اجتماع کردند. آنگاه سلیمان بن صُرد برپا ایستاد و سخنانی را به آن جمعیت گوشزد نمود و در پایان سخن چنین گفت:"ای گزوه شیعیان همه شنیده اید که معاویه هلاک شد و برای ادای حساب نزد خدای خویش رفت و به نتیحه کارهای خود رسید و پسر یزید بر جای او نشست و نیز می دانید که حسین بن علی (علیه السلام) با او مخالفت کرده و از شرّ ستمکاران و طاغیانه و بنی امیّه به پناه خانه خدا شتافته است. شما شیعه پدر او هستید. امام حسین (علیه السلام) امروز به یاری و همکاری شما نیازمند است. اگر یقین دارید که او را یاری می کنید و با دشمنان او می جنگید، آمادگی خود را نوشته، به اطلاع او برسانید. اگر می ترسید که سستی و تنبلی در شما پدید آید، او را به حال خود گذارید و فریبش ندهید.
پس از آن نامه ای به این مضمون نوشتند.
"بسم الله الرّحمن الرّحیم. به پیش گاه حسین بن علی (علیهما السلام) از سلیمان بن صُرد خزاعی و مسیّب بن نجبه و رفاعة بن شدّاد و حبیب مظاهر و عبدالله بن وائل و گروهی از مومنان و شیعیان. 
پس از تقدیم سلام، سپاس خداوندی را که دشمن تو و دشمن پدرت را هلاک کرد. آن مرد ظالم و خون خوار و ستمکار کاری که امارت امّت را از آنان سلب کرد و آنرا به ظلم و ستم تصرف نمود و بیت المال مسلمانان را غضب کرد و بدون رضایت ایشان خود را امیر آنان خواند و مردان نیک را کشت و نا پاکان را باقی گذاشت و مال خداواند را در تصرّف جباران و سرکشان قرار داد. دور باد از رحمت یزدان، چنان که قوم ثمود دور گردید. ما اکنون به جز شما امام و پیشوای نداریم، بسیار مناسب است که قدم رنجه فرموده و به شهر ما بیاید. امید است خداوند به وسیله شما ما را به راه سعادت راهنمایی کند. نعمان بن بشیر، والی کوفه در قصر دارالاماره است ولی ما در نماز جمعه و جماعت او حاضر نمی شویم و روزهای عید با او مصلی نمی رویم. اگر بشنویم که شما به سوی ما می آیید ، او را از کوفه بیرون نموده، روانه شام می کنیم. سلام بر تو ای فرزند پیغمبر، و بر روان پاک پدرت باد؟ وَالسَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِيِّ الْعَظيمِ . "
پس از نوشتن نامه، آنرا فرستادن دو روز صبر نموده، سپس جمعی را با نزدیک یکصدو پنجاه نامه، که هر یک از آنها به امضاء یک، دو، سه یا چهار نفر رسیده بود، بسوی امام حسین (علیه السلام) فرستادند. مضمون تمام نامه ها این بود که از آن حضرت دعوت نموده بودند که بسوی آنان برود.
ولی امام حسین (علیه السلام) با وجود این همه نامه، به سکوت می گذرانید و پاسخی به نامه های آنان نمی داد. تا آنکه در یک روز ششصد نامه به او رسید و نامه های دیگری نیز که پشت سر هم تقدیم خدمتش می شد که عدد آنها به دوازده هزار نامه رسید. پس از آن، این نامه که آخرین نامه هاست توسط هانی بن هانی سبیعی سعید بن عبدالله حنفی از اهل کوفه، خدمت امام حسین (علیه السلام)رسید.
"بسم الله الرّحمن الرّحیم به پیشگاه حسین بن علی(علیهما السلام) از طرف شیعیان او و پدرش امیر المومنین (علیه السلام).
پس از تقدیم سلام، مردم در انتظار شما هستند و کسی را به جز شما نمی خواهند. زود زود به جانب ما بیا ای فرزند پیغمبر، زیرا باغستان ها به سبزه آراسته و میوه ها رسیده و گیاه ها روییده و برگهای سبز بر زیبایی درختها افزوده اند. بیا به سوی ما، زیرا بر سپاه مجهز و آماده خود وارد می شوی وَالسَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ وَ عَلى اءَبيكَ مِنْ قَبْلِكَ.
آنگاه حسین (علیه السلام) از آن دو نفری ی(هانی بن هانی و سعیدبن عبدالله حنفی) که نامه را آورده بودند پرسید: این نامه را چه کسانی نوشتند؟ گفتند: یابن رسول الله فرستادگان نامه عبارت بودند از شبث بن ربعی، حجّار بن ابجر، یزید بن حارث، یزید بن روُیم، عروت بن قیس ، عمرو بن حجّاج و محمد بن عمر بن عطارد.
در این موقع حسین (علیه السلام) برخاست و بین رکن و مقام، دو رکعت نماز خواند و از خداوند طلب خیر کرد.
سپس مسلم بن عقیل را طلبید و او را از جریان کار، آگاه نمود، و جواب نامه های مردم را نوشت و توسط مسلم فرستاد. در آن نامه وعده قبول درخواست ایشان را داده و نوشته بود من پسر عم خود مسلم بن عقیل را بسوی شما فرستادم تا هدف شما را بدست آورد و مرا از آن مطلع سازد.
مسلم نامه را گرفت و به کوفه آمد. اهل کوفه از نامه امام حسین (علیه السلام) و آمدن مسلم شاد شدند و او را در خانه مختاربن ابی عبیده ثقفی جای دادند. شیعیان به دیدن مسلم می آمدند و هر دسته ای که وارد می شدند، مسلم نامه امام حسین(علیه السلام) را می خواند. اشک شوق از دیدگان آنان جاری می شد و بیعت می کردند، تا این که هجده هزار نفر با او بیعت نمودند.
 

 


[

] [ ] [ رضااحسانی ]

[ ارسال نظر(0) ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران