اَین عمار!!!درجستجوی عمار...

عاشقان شهادت،فداییان ولایت

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ اَین عمار!!!درجستجوی عمار... خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

افسران - ز احمد هر دو عالم آبرو یافت / دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت ...

هزاران راز را در من نهفتی
ولی در گوش من این گونه گفتی

ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندر این یک میم غرق است 

یقینا میم احمد میم مستی ست
که سرمست از جمالش چشم هستی ست

ز احمد هر دو عالم آبرو یافت
دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت

اگر احمد نبود ، آدم کجا بود؟ 
خدا را آیه ای محکم کجا بود؟

چه می پرسند که این احمد کدام است
که ذکرش لذت شرب مدام است

همان احمد که آوازش بهار است
دلیل خلقت لیل ونهار است

همان احمد که فرزند خلیل است
قیام بت شکن ها را جلیل است

همان احمد که ستار العیوب است
دلیل راه علام الغیوب است

همان احمد که جانش جام وحی است
به دستش ذالفقار امر و نهی است

همان اول که اینجا آخر آمد
همان باطن که بر ما ظاهر آمد

همان احمد که سرمستان سرمد
بخوانندش ابوالقاسم محمد


[ دوشنبه 30 دی 1392 ] [ 09:43 ] [ ainaamar ]

[ ارسال نظر(0) ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید